ایده‌ی بعدی فیلمساز که قرار است در بروتالیست جای گیرد، تفکرات ضدیهود و علت شکل‌گیری کشور اسرائیل است. در پرده‌ی اول همسر آتیلا که یک کاتولیک آمریکائی است، لازلو را از خانه و محل کار همسرش بیرون می‌اندازد. این ایده‌ی ضدمهاجر و ضدیهود در پرده‌ی بعدی فیلم قوام بیشتری می‌گیرد و به‌عنوان یک زیرمتن خودش را نشان می‌دهد. بعد از ملاقات دوباره‌ی لازلو و هریسون، زندگی لازلو عوض می‌شود، البته او تنها یک شغل پیدا می‌کند، نه یک زندگی! حالا لازلو در خانه‌ی هریسون ساکن است اما گویا همان اشپیلمانی است که از دست نازی‌ها در حال گریختن است و در خانه و انباری مستهلک و نابودشده‌ای زندگی می‌کند.

لازلو قرار است بنای یادبودی برای مادر هریسون بسازد، مسیحیان از این بابت نگران هستند، پروتستان‌ها نمی‌توانند ببینند که یک یهودی بیخ گوش‌شان مشغول ساخت یک کلیسا است. لازلو تمام سعی خود را انجام می‌دهد اما همگان از او نفرت دارند، گویا ایدئولوژی ضدیهود در رویای آمریکائی هم دست‌بردار لازلو نیست. در طراحی خانه‌ی لازلو از رنگ‌های سرد استفاده شده است، دیوارها همه‌شان ترک برداشته‌اند، چیزی از زیبایی در آنجا وجود ندارد، گویا در حال دیدن فیلمی از دوران رکود بزرگ اقتصادی آمریکائی هستیم و نه زمانی که آمریکا ، رویای آمریکائی‌اش را در حال دیدن بود.

بروتالیست فیلمی است که می‌خواهد در محدوده‌ی زمانی ۳ ساعت همه چیز را نشان دهد. خب چنین چیزی امکان‌پذیر نیست مگر اینکه یک کارگردان باهوش اختیار این فیلمنامه را در دست بگیرد و با اکتفا به میزانسن‌ها و قاب‌بندی‌ها جهان سختی که یک تاریخ و چند ملت برایش کشته شده‌اند را به‌تصویر بکشد. کوربت می‌خواهد داستان مردی را بسازد که خدای بروتالیست است، ازقضا یهودی هم هست، مهاجر هم هست، از هلوکاست جان سالم به در برده و حالا به آمریکائی آمده است که سوسیالیسم و سرمایه‌داری روبه‌روی یکدیگر ایستاده‌اند و هریسون ثروتمند قصد تملک هنر او را دارد. همه‌ی این ایده‌ها در یکجا نمی‌گنجند، نیاز به زمان بیشتر و یک کارگردانی دقیق‌تری هست.

source

توسط elmikhabari.ir