تاریخ بار دیگر تکرار شد. یک بازی مستقل ساخته شده تنها توسط یک نفر، بار دیگر صنعت ویدیو گیم را تکان داد. در دنیای بازی، چنین اتفاقی حکم دیدن یک شهاب سنگ را دارد، به ندرت اتفاق می‌افتد اما همیشه با شکوه است. شاید نوشتن چنین مقدمه‌ای برای بازی‌ای که در مورد فروش مواد مخدر تقریباْ به تمام مردم شهر و معتاد کردنشان است، عجیب به نظر برسد ولی باور کنید Schedule 1 سزاوار تمامی این تمجیدهاست. با ادامه بررسی همراه ویجیاتو باشید تا شاید بتوانیم با هم به این سوال پاسخ بدهیم که چرا کاری را که یک نفر به تنهایی می‌تواند انجام دهد، ده‌ها کمپانی غول‌آسا از عهده آن بر نمی‌آیند.

اگر مثل من پیگیر بازی‌های مستقل روی استیم باشید و رویداد‌های این مارکت بزرگ را دنبال کنید، احتمال دارد که از قبل اسم Schedule 1 را شنیده باشید اما اگر اسم بازی برایتان ناآشناست، اجازه دهید به حدود یک ماه پیش برگردیم، زمانی که رویداد استیم فست (Steam Fest) برگزار شد، ایونتی چند روزه که صدها بازی‌ساز به خصوص بازی‌سازان مستقل از این فرصت استفاده می‌کنند تا نسخه دمویی از بازی‌ خود را روی استیم منتشر کنند. اجازه بدهید ساده‌تر بگم، اگر یک بازی‌ساز مستقل هستید که هیچکس در دنیا شما را نمی‌شناسد و قصد یا توانایی‌اش را هم ندارید که هزینه زیادی صرف تبلیغات کنید، استیم‌ فست یکی از بهترین فرصت‌ها برای درخشیدن است. اتفاقی که برای Schedule 1 افتاد. یادم می‌آید در روز دوم یا سوم ایونت مشغول بررسی محبوب‌ترین دموها بودم که اسم نسخه دمو بازی با نام Free Sample (اسمی که در نوع خود هوشمندانه‌ است) به چشمم خورد، آن هم با نظرات و نقدهای Overwhelmingly Positive. از همان روزی که دمو را تجربه کردم، برای عرضه نسخه کامل لحظه‌شماری می‌کردم و می‌دانستم Schedule 1 قرار است موفق شود. اما در این ابعاد؟‌ احتمالا خیر، چون که محصول نهایی از چیزی که انتظارش را داشتم هیجان‌انگیزتر بود.

اگه به دنبال یک توصیف ساده از بازی می‌گردید، احتمالاْ‌ با دو سه جمله بتوانم نیازتان را برطرف کنم: «یک بشر یا ظرف آزمایشگاهی بردارید، در آن کمی ماینکرفت بریزید و عصاره دنیای بریکینگ بد را به آن اضافه کنید و شعله زیر آن را روشن کنید، چیزی که تحویل خواهید گرفت، Schedule 1 است». ماینکرفت، چون بازی سیستم اینونتوری، چرخه شب و روز و سیستم‌های مشابه آن دارد و بریکینگ بد زیرا این بازی نزدیک‌ترین چیز به شبیه‌سازی از دنیای برکینگ بد است. در نقدها و توصیف‌های Schedule 1 زیاد می‌خوانم که برخی می‌گویند این بازی نشان می‌دهد بودن در نقش والتر وایت چگونه است، اما راستش را بخواهید به نظرم توصیف بهتر این است که بازی شما را طی ۲۰ الی ۳۰ ساعت از والتر وایت به گاس فرینگ تبدیل می‌کند!

برای کسانی که بریکینگ بد را ندیده‌اند (چرا؟)، خلاصه می‌کنم: شما یک دلال مواد مخدر دون پایه هستید که به شهری جدید نقل مکان می‌کنید. کسی شما را نمی‌شناسد، مشتری‌ای ندارید و خیلی ساده آه در بساط ندارید. حالا باید امپراطوری مواد مخدر خود را راه بندازید، تنها یا با کمک دوستانتان به لطف بخش آنلاین سرگرم کننده بازی. از همان دقیقه ابتدایی تا ۲۰ ساعت آینده Schedule 1 بارها و بارها به شما نشان می‌دهد که چطور طراحی بازی (Game Design) و توجه به جزییاتش توانسته بازی را تا این اندازه محبوب کند.

 به عنوان یک بازی در مورد راه انداختن امپراطوری مواد مخدر، تقریبا چیزی نیست که به آن فکر کنید و در بازی آن را پیدا نکنید. کار شما و دوستانتان از یک اتاق بسیار کوچیک مسافرخانه آغاز می‌شود. گلدان می‌خرید، دانه سفارش می‌دهید، می‌کارید، به آن آب می‌دهید و محصول را برداشت می‌کنید. از آن طرف مردم شهر برای خرید به شما پیام می‌دهند و روز و ساعتی را برای تحویل مشخص می‌کنید (اسم بازی از همینجا می‌آید). از طرفی می‌توانید در شهر بگردید و با دادن نمونه رایگان به مردم، مشتری جدید پیدا کنید. پایان این مسیر کجاست؟ ده‌ها کارگر برایتان کار می‌کنند، دانه می‌کارند، بسته‌بندی می‌کنند و دلال‌های مختلفی در شهر محصول شما را به فروش می‌رسانند. چندین انبار و کارگاه دارید و به جای آنکه با اسکیت در شهر در به در به دنبال مشتری بگردید، سوار بر فورد ماستنگ خود از دلال‌ها پول خود را می‌گیرید تا آن را در کسب و کارهای مختلف دیگرتان بشورید.

اما زیبایی و تفاوت Schedule 1 در مقایسه با بسیاری از بازی‌های مدیریتی و شبیه‌ساز دیگر چیست؟ اینکه سرگرم کننده بودن بازی ارتباطی با جایی که در این زنجیره ایستاده‌اید، ندارد. شما با دستان خودتان کار نمی‌کنید که به جای خوب بازی برسید. وقتی به بالای زنجیره می‌رسید، وقتی بالای نردبان هستید، بازی ساده‌تر یا سخت‌تر نمی‌شود، تنها دنیای اطرافتان تغییر می‌کند و بازی به همان اندازه قبل لذت‌بخش است. چنین ادعایی را حتی می‌توان در مورد تفاوت تنها یا با دوستان بازی کردن هم به زبان آورد. بله، احتمالا طی کردن مسیری که ممکن است به تنهایی بر فرض مثال سه هفته زمان ببرد، با داشتن سه دوست مشتاق دیگر می‌تواند به یک هفته کاهش یابد و گاهی به نظر برسد که این حجم کار، کار یک نفر نیست اما خوشبختانه Schedule 1 دست شما را در انتخاب آنکه چقدر می‌خواهید کار کنید و شغل شریف‌ خودتان را گسترش بدهید، باز می‌گذارد. شاید اگر تنها باشید، تمرکز روی یک محصول و فروش آن کافی باشد اما داشتن سه دوست دیگر این امکان را می‌دهد که یک نفرتان نقش تحقیق و توسعه را در پیش بگیرد و روی ترکیب محصول‌تان با مواد مختلف (از نوشابه تا شربت سرفه، صدها ترکیب مختلف وجود دارد!) کار کند، یکی مسئول پر کردن انبار شود و دیگری مطمئن شود پول‌ها تمیز هستند. اصلا بعد از گذشت چند ساعت، خودتان متوجه می‌شوید که هر کدامتان نقشی را که دوست دارید و در آن خوب هستید، به عهده گرفتید و گاهی برای تنوع هم شده با هم تبادل نقش می‌کنید.

توصیف تمام آنچه در Schedule 1 می‌گذرد در یک بررسی کوتاه شدنی نیست ولی بگذارید جواب سوال ابتدایی را بدهم. کمپانی‌های بزرگ نمی‌توانند چنین بازی‌های بسازند چون کمتر پیش می‌آید که شرکتی با چنین علاقه‌ای بازی بسازد و روی تمام قسمت‌های آن وسواس به خرج بدهد. Schedule 1 کاری می‌کند که حتی کاری مثل اسباب‌کشی هم با دوستانتان تبدیل به فعالیتی سرگرم کننده شود، چه برسد به پخت و پز انواع مختلفی از مواد و تبدیل شدن به بزرگترین امپراطوری شهر. توصیه من به شما این است که به هیچ وجه با هر سلیقه و علاقه‌ای، شانس تجربه بازی را از خودتان نگیرید!

بررسی بازی براساس نسخه دسترسی زودهنگام (Early Access) روی پلتفرم پی‌سی انجام شده و در حال حاضر نمره‌ای به آن تعلق نمی‌گیرد.

source

توسط elmikhabari.ir